قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3357

تاريخ الفي ( فارسى )

روز ديگر نور الدّين محمّد مهمانى صلاح الدّين كرده در آن مجلس پيش‌كش‌هاى لايق كشيد و به هريكى از امراى سلطان صلاح الدّين آنچه فراخور حال او بود تكلّف كرد . و بعد از فراغ از مهمّات آمد ، سلطان صلاح الدّين در همين ماه نور الدّين محمّد را در آمد گذاشته ، خود عنان عزيمت به جانب شام منعطف داشت . امّا در اثناى راه در همين يك ماه چند قلعهء نامى را گرفت . يكى از آن جمله تل خالد كه از اعمال حلب بود و در استحكام و متانت از مشاهير قلاع آن ديار . و ديگر عين‌تاب « 1 » كه آن نيز شهرى عظيم و قلعه‌اى در كمال استحكام داشت و والى آن شهر ناصر الدّين محمّد بود ، برادر شيخ اسماعيل ، كه خازن ملك نور الدّين محمود بن زنگى و نديم او بود . و آن از زمان حيات ملك نور الدّين [ 146 الف ] محمود تا اين زمان در دست ايشان مىبود . اكنون چون صلاح الدّين آن را محاصره نمود ناصر الدّين محمّد كس پيش صلاح الدّين فرستاد و به عرض رسانيد كه « اگر سلطان اين شهر و قلعه را باز به من ارزانى دارد ، من فرود آمده در سلك ساير بندگان سلطان در ملازمت مىباشم . » صلاح الدّين التماس او را قبول كرده مجدّدا منشور ايالت آن ناحيه به او عنايت فرمود و ناصر الدّين با پيشكش لايقه از قلعه فرود آمده به ملازمت سلطان صلاح الدّين رسيد و به اصناف الطاف پادشاهانه سرافراز گرديد . مجمل كلام آنكه در يك ماه قلعهء آمد و قلعهء تل خالد و قلعهء عين‌تاب بر صلاح الدّين مفتوح گشت كه هريكى از اين سه قلعه ، خصوصا قلعهء آمد ، در استحكام و متانت آن مرتبه را دارند كه پادشاهان عظيم الشأن مدت‌هاى مديد جدّ و اهتمام ورزند تا آن را به دست آورده به آن فتح افتخار كنند . الحمد للّه و المنّة كه با حضرت خلافت پناهى ، ظلّ اللهى ، اكبر شاه غازى « 2 » ، خلّد اللّه ملكه و افاض على كافّة البرايا احسانه ، در يك يورش ولايت كابل را كه پايتخت شاهان ذوى الاقتدار مىباشد ، و ولايت كشمير را كه به صعوبت آن در ربع مسكون ولايتى ديگر نتواند بود ، و همچنين ولايت سند را بىآنكه خود متوجّه گرفتن آن شوند ، هريكى از آن ولايات را يكى از كمترين بندگان ايشان در حوزهء تصرّف خود درآورده ، « 3 » الحال كه تاريخ اين تاريخ سنهء نه‌صد و نود و پنج « 4 » است ، از روى استقلال در آن ولايت كامرانى مىكنند . اميد از حضرت واهب

--> ( 1 ) . ق : عين ناشر . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3083 كتاب . ( 2 ) . وى اكبر شاه ، ابو الفتح جلال الدين محمد ( 5 رجب 949 - 1014 ق / 15 اكتبر 1542 - 1605 م ) سومين و بزرگ‌ترين فرمانرواى تيمورى هند است . ( 3 ) . شرح جامعى از اين فتوحات را شيخ ابو الفضل علّامى ، وزير و مورّخ اكبر شاه ، در كتاب گران‌سنگ خود اكبرنامه آورده است . ( 4 ) . سال تأليف كتاب حاضر .